خزان

حرف تـــــــــــازه ای ندارم 

 

فقط ،

 

خـــــــــــــــــــــزان در راه است . . . !

 

/ 14 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر آرانی

سلام وبلاگنویس گرامی وبلاگتون عالی شده ممنون میشم اگه به وبلاگم سر بزنیدو دیدگاهتون رو بیان کنید......... امیدوارم موفق و موید باشید.

fatemeh

داستان دکتر ایشان پزشک وجراح مشهور (د. ایشان) روزی برای شرکت دریک کنفرانس علمی که جهت بزرگداشت و تکریم او بخاطر دستاوردهای پزشکی اش برگزار میشد، باعجله به فرودگاه رفت.. بعدازپرواز ناگهان اعلان کردندکه بخاطر اوضاع نامساعدهوا ورعدوبرق وصاعقه، که باعث ازکارافتادن یکی ازموتورهای هواپیماشده ، مجبوریم فروداضطراری درنزدیکترین فرودگاه را داشته باشیم.. دکتربلافاصله به دفتراستعلامات فرودگاه رفت وخطاب به آنهاگفت: من یک پزشک متخصص جهانی هستم وهردقیقه برای من برابر باجان خیلی انسانها هاست وشمامیخواهیدمن 16ساعت تواین فرودگاه منتظرهواپیمابمانم؟ یکی ازکارکنان گفت جناب دکتر، اگرخیلی عجله داریدمیتونیدیک ماشین دربست بگیریدتامقصدشماسه ساعت بیشترنمانده است.. دکتر ایشان باکمی درنگ پذیرفت وماشینی راکرایه کردوبراه افتادکه ناگهان در وسط راه اوضاع هوا نامساعد شدوبارندگی شدیدی شروع شد بطوریکه ادامه دادن برایش مقدورنبود ساعتی رفت تااینکه احساس کرد دیگه راه راگم کرده خسته وکوفته ودرمانده وباناامیدی براهش ادامه داد که ناگهان کلبه ای کوچک توجه اورابه خود جلب کرد.. کنار اون کلبه توقف کرد ودر را زد، صدای پیرزنی راشنید . -بفرما داخل هرک

سیاوش

سیگار را جایگزین هر چیز کردم تا......اما..... آپــــــــــــــــــم

سیاوش

ازش پرسیدم عشق چگونه است ؟ گفت : آتشی است ... گفتم : مگر آنرا دیده ای ؟ گفت : نه در آن سوخته ام....!!

سیاوش

ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن ارزوهایت سخن میگویند..... آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

khodai

درختان می گویند بهار پرندگان می گویند ، لانه سنگ ها می گویند صبر و خاک ها می گویند مصاحب و انسان ها می گویند «خوشبختی» امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ، در طلب نور ! ما نه درختیم و نه خاک . پس خوشبختی را با علم به همه ی ضعف هامان در تشخیص ، باید در حریم خودمان جستجو کنیم ... حسین پناهی [گل][گل][گل][گل]

سیاوش

o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂ آپــــــــــــــــــــــــم o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♥♂o♂

امیر

سلام آپم با دوتا پست منتظرتم بدو بیا نظر یادت نره♥♥♥

fatemeh

آهای دختری که نذر کردی این یه ماهو واسه امام حسین چادر سیاه سر کنی... آهای پسری که موهات آخرین مد فشنه ولی اين شبا یه دست مشکی زدی... آهای دختری که تو خیابون صدای نوحه شنیدی و روسریتو کشیدی جلو... آهای پسری که امشب دوستت خواست به یه دختر تیکه بندازه دست گذاشتی رو شونش گفتی: "اين شبا محرمه بیخیال... آهای دوستی که به احترام این شبا بی خیال جک و18+ شدی.. " آهای با توام..." "واقعادمت گرم..."[لبخند]

سیاوش

یه وقتایی دیگه حسش نیست ” غصه ” بخوری … رسما ” غصه ” تو رو می خوره … آپَـــــــــــــــــــــــــــــــــــــم